دسته دکلمه

۳ اردیبهشت , ۱۳۹۹

رادیو توسکا

میشد نوشت: بله، من عمدا گذاشتم اسمت یادت در جانم بدود. خودم خواستم. می شد همه نشانه ها را ندیده بگیرم، می شد نگاهت نکنم، می شد صدایت را نشنوم می شد نزدیکت نیایم، می شد آتش را بغل نکنم، اما دلم برای خواستن تنگ شده بود. دلم برای تندتر زدن قلبم برای نفسهای بریده وقتی بوی تنت را ... آخ. دلم برای نگاه کردنت وقتی میخندی و مردن برایت تنگ شده بود.
۳ اردیبهشت , ۱۳۹۹

دوست داشتن

پادکست صوتی”دوست داشتن” دوست داشتن، […]
۴ اردیبهشت , ۱۳۹۹

عشق امروز روی صندلی آخر کلاست مرد !” – علی ایلکا

https://t.me/deklamehaye_ali_ilka
۱۴ اردیبهشت , ۱۳۹۹

قبل از شش و بیست دقیقه…! – علی ایلکا

https://t.me/deklamehaye_ali_ilka