17 بهمن 1400

روایت بهمن قسمت 7

قرار است تظاهرات عمومی علیه دولت بختیار و در حمایت از دولت انقلابی و اسلامی موقت و جدید آقای مهدی بازرگان که توسط امام انتخاب شده است برگزار شود. با وجود این به گفته رادیو لندن کمتر از دو هزار و پانصد نفر در حمایت از قانون اساسی و بختیار در سالن امجدیه جمع شدند. آن‌ها همچنین تصمیم دارند که تا جمعه آینده آنجا باشند.
18 بهمن 1400

روایت بهمن قسمت 8

تظاهراتی که از قبل طراحی شده بود شرکت کنم. در این تظاهرات بیش از ده هزار نفر شرکت کرده بودند. من از جمعیت عکس گرفتم، تظاهرات با سخنرانی آقای نعیم آبادی نزدیک ظهر پایان گرفت. ساعت 12:30 با ماشین آقای ایمانیان برگشتیم ایستگاه بعد از ناهار من تا ساعت چهار خوابیدم، سپس ساعت 5:30 به شهر و نمایشگاه عکس رفتم بعد رفتم مسجد جامع.
19 بهمن 1400

روایت بهمن قسمت 9

صبح جای جای آسمان را چند تکه ابر پوشانده بود، اما بقیه روز هوا آفتابی بود، صبح زود، ایستگاه گرمسار را ترک کردم و با قطار سمت تهران راه افتادم. در ایستگاه راه‌آهن پایتخت پیاده شدم و به سمت شاه عبدالعظیم رفتم. آن‌جا به خانه حاج آقا رضا تلفن کردم. دخترخاله فاطمه گفت که برادرم محمدعلی که شب گذشته آن‌جا بود برای سخنرانی مهدی بازرگان به دانشگاه تهران رفته است. من هم مستقیم رفتم سمت دانشگاه، ساعت 11 رسیدم، مهدی بازرگان نخست وزیر امام در حال سخنرانی بود… برای شنیدن ادامه ماجرا، شنونده نهمین قسمت از روایت بهمن باشید.
20 بهمن 1400

روایت بهمن قسمت 10

در خانه اخوی محمد در کلاته بودم. باران دیشب شدت گرفته بود. سیل از میان کوچه‌ها راه گرفت. تا ظهر در چارده ماندم. رادیو هم متواتر اخبار می‌گفت. مردم هم منتظر بودند تا ببینند چه می‌شود. ساعت سه بود که شنیدم بختیار استعفا داد…