
پادکست فارسی کشو| Keshow
کشوی عباس وریج کاظمی
برای دی ماه خونین و برای مردم ایران
این اپیزود تلاشی است برای فهم شرایط امروز جامعه ایران پس از ۱۸ و۱۹ دی ماه ۱۴۰۴
پس از گذشتن چهل روز از سوگواری تمام ایران؛ در
پادکست کشو میزبان دکتر عباس وریج کاظمی، جامعهشناس، پژوهشگر و نویسنده بودیم تا قدمی به درک احوال جامعه ایرانی نزدیک شویم.
روزهایی که خشمگین، غمگین و سوگواریم و زیر سایه جنگ در ابهام دست و پا میزنیم.
به امید روزهای خوب برای میهن؛ حتی با معجزه.
اصلاحیهی میهمان:
در بخشی از اپیزود نام فیلسوف مورد اشاره، اشتباهی در تلفظ داشت و نام لارن برلانت صحیح است
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Episode play icon

۷ اسفند , ۱۴۰۴
Episode play icon

۲۶ آذر , ۱۴۰۴
Episode play icon

۱۲ آذر , ۱۴۰۴
Episode play icon

۲۸ آبان , ۱۴۰۴
Episode play icon

۱۴ آبان , ۱۴۰۴
Episode play icon

۲ مهر , ۱۴۰۴
Episode play icon

۱۹ شهریور , ۱۴۰۴
Episode play icon

۴ خرداد , ۱۴۰۴
Episode play icon

۱ اردیبهشت , ۱۴۰۴
Episode play icon

۱۳ فروردین , ۱۴۰۴
Episode play icon

۲۲ اسفند , ۱۴۰۳
Episode play icon

۲ اسفند , ۱۴۰۳
Episode play icon

۳ بهمن , ۱۴۰۳
Episode play icon

۶ دی , ۱۴۰۳
Episode play icon

۲۱ آذر , ۱۴۰۳
Episode play icon

۳۰ آبان , ۱۴۰۳
Episode play icon

۲ آبان , ۱۴۰۳
Episode play icon

۱۸ مهر , ۱۴۰۳
Episode play icon

۴ مهر , ۱۴۰۳
Episode play icon

۲۹ فروردین , ۱۴۰۳
Episode play icon

۱۵ فروردین , ۱۴۰۳
Episode play icon

۱ فروردین , ۱۴۰۳
Episode play icon

۱۶ اسفند , ۱۴۰۲
Episode play icon

۱۸ بهمن , ۱۴۰۲
Episode play icon

۴ بهمن , ۱۴۰۲
Episode play icon

۲۰ دی , ۱۴۰۲
Episode play icon

۶ دی , ۱۴۰۲
Episode play icon

۲۲ آذر , ۱۴۰۲
Episode play icon

۲۱ آذر , ۱۴۰۲
Episode play icon

۸ آذر , ۱۴۰۲
Episode play icon

۱ آذر , ۱۴۰۲
Episode play icon

۲۴ آبان , ۱۴۰۲
Episode play icon

۱۷ آبان , ۱۴۰۲
Episode play icon

۱۰ آبان , ۱۴۰۲
Episode play icon

۴ آبان , ۱۴۰۲
Episode play icon

۲۹ مهر , ۱۴۰۲
Search Results placeholder






1 Comment
با اینکه الان انقدر گیج شدم که تو چی بودی کی هستی؟! توی مغز مننشستی؟! اما از طرفی با تموم هاجی و واجی که بدستم دادی و با وجود کوتاهی اپیزود یک سه تا لحظه که مو
برتنم سیخونده را باس بگم . چونکه دست کردی تو کشوم!
اوایلی ک آغاز برنامه داشت شروع میشد ! یهو لابلای کارم گوشام تیز شد با شنیدن یه موزیک سوپر شاهکار که سالها پیش -گمونم سال ۹۸ یا ۹۹ میلادی -کشفش کرده بودم و چون مغازه کامپیوتری باز کرده بودم توی تبریز که اونسالها بخاطر دانشگاه اونجا زندگی میکردم و…… تموم دوستام میومدن مغازه ام و دنبال راه حل معمای فلان مرحله نور هود….توی همین رویاها بودم که دوباره پوست مرغی شد تموم تنم
وای چی بودی کی هستی ناتینگ الس مترز یکاریم کرده که الان نمیدونم تو منی یا من تو ام ؟ …
بقیه داستانام را کجا گذاشتی ؟ امیدوارم جایی منتشر کرده باشمشوون!۱که بتونم پیداشون کنم و بخونمشون خاطراتم را!!