
به فرکانس بیداری خوش آمدید! پادکست «کافئین» قهوه سرو نمیکند؛ ما غیرتِ یخزدهی تاریخ را داغ کرده و به رگهایتان تزریق میکنیم.
من «سید محمد حسن جلالی» هستم و در هر اپیزودِ سینمایی، شما را به میدانهای خونینِ تصمیمگیری میبرم. از نبوغِ نادرشاه و ایستادگی سورنا، تا جراحیِ دردناکِ امیرکبیر و غرور بابک. ما درسهای استراتژی، رهبری و تابآوری را از دلِ تاریخ بیرون میکشیم تا سلاحِ شما در نبردهای سختِ زندگی و کسبوکارِ امروز باشند.
اگر در محاصرهی مشکلات هستید، هدفون را بگذارید و آمادهی یک شوکِ حماسی باشید. اینجا نقطهی پایانِ خوابآلودگی است. دمتان گرم که بیدارید!
محمد بن زکریای رازی — برندههای بازار مهندسان دیتا هستند، نه گمانهزنان متوهم
«همه اینطوری کار میکنن» — خطرناکترین جملهای که میتونی به عنوان استراتژی انتخاب کنی.
رازی در چهلسالگی صرافی و عودنوازی را رها کرد تا پزشکی را مهندسی معکوس کند. بالای سر هر بیمار نشست، دیتا نوشت و کتاب «شک بر جالینوس» را منتشر کرد — اولین کسی در تاریخ که با سند ثابت کرد یک نامِ بزرگ اشتباه کرده. برای انتخاب محلِ بیمارستانِ بغداد، گوشتها را در محلههای مختلف آویخت و دیرتر فاسدشدن را معیار انتخاب کرد. الکل و اسید سولفوریک را کشف کرد و کیمیاگری را به شیمی تبدیل کرد. در عوض؟ کتابش را بر سرش کوبیدند تا نابینا شد. وقتی جراحی چشم پیشنهاد دادند، پرسید: «تضمین صد درصد دارد؟» گفتند نه. گفت: «پس نه.»
در نهمین اپیزود فصل دوم کافئین، سه درس از پدر تفکر انتقادی ایران:
تلهی تقلید را بشکن — اگر کاری را فقط به این دلیل انجام میدهی که «همه رقبا دارن این کار رو میکنن»، در تله افتادی. پیشفرضهای صنفت را زیر سؤال ببر، دیتا جمع کن و مسیر مستقل بساز.
تصمیمات را با دیتای عینی بگیر — سازمانت باید سیستم تست و خطایِ اختصاصی داشته باشد. محصولات را در ابعاد کوچک آزمایش کن، رفتار مشتری را ثبت کن، بعد تصمیم بگیر.
الان توی بازارت، داری کورکورانه از رقبا کپی میکنی یا مثل رازی، آزمایشگاه مستقل خودت را داری؟
جواب رو توی نهمین اپیزود فصل دوم کافئین پیدا میکنی.












































