radiohavva

27 بهمن 1399

رادیو حوا (اپیزود5)

صحنه ی باشکوهی بود. یک سالن بزرگ، من، و چشم هایی که خیره خیره داشتن نگام میکردن، گوله برف گنده ای بودم که از اینور به اونور سن داشتم آتیش میگرفتم. ذره ذره در حال آب شدن بودم، خط های آخر نمایش من بود. رسیده بودم به آخرین بوسه..چشام داشت میلرزید،صدای نفس های همه رو میتونستم یک جا بشنوم. گرد باد سهمگینی بود که داشت منو با خودش می برد… سالن تاریک تاریک شده بود..
28 بهمن 1399

رادیو حوا (اپیزود6)

50متر در این دنیا برای هیچکداممان جا نبود… تقدیم به جنوب کشور.... داستان کاملا واقعی است...
29 بهمن 1399

رادیو حوا (اپیزود 7)

فربدیسم جواب منطقی به حضور سرمای لایت در جهان است یعنی عمیقا چ خبر؟ یعنی برو و عاشق باش جَوون…
30 بهمن 1399

4قطره خون (خوانشگری محمد ابراهیمی)

سلام ای هیبت در مه! اگر از حال من پرسی ملالی نیست جز دوری دستان تو از دستم تو چی..... نام اثر:چهارقطره خون شاعر:علیرضا آذر خوانشگر:محمد ابراهیمی تنظیم کننده:محمد زال پور مقدم