
▫️ پادکست آناتومی جهان در داستان
اولویت ما در این پادکست معرفی و تحلیل و بررسی داستانها و ارتباطشان با جهان و هستی است… با همین دیدگاه داستان و یادداشتهای روزانه هم خوانده میشود و در کل میشود به این شکل گفت که؛
داستان ما رو تا کجا که نمیبره؛
میشه حدس زد یه نفر توی کوچهپسکوچههای یه قارهی دیگه، توی یه قرن دیگه به چی فکر میکنه.
میشه پیشبینی کرد که آیندهی سیارهامون قراره چی بشه.
کمک میکنه بفهمیم چرا آدما امیدوار میشن و چرا غمگین.
داستان جرات میده تا از مرزهای جهان بگذریم.
اینکه بدونیم هر لحظه جهان تغییر میکنه و هنوز چیزهایی هست که نخواستیم تغییر بدیم.
این داستانِ که بهمون میگه؛ آدما چییَن و معنای زندگی چیه…
■ پادکست آناتومی جهان در داستان
■ اپیزود دوم
■ 《لکنت》
روز دراماتیکی بود. بچهها امتحان داشتند و تا پشت در کلاسم نشسته بودند. هر لحظه احتمال میدادم یکی بزند پشت در که ساکت شویم. بالاخره در کلاس را زدند. مدیر بود و از من خواست بیرون بروم. والدین یکی از دانشآموزان میخواستند من را ببینند.
تمام مدت بیخیالی مواجی داشتم. یک موج کوچک که داشت آهستهآهسته سمت ساحل سرازیر میشد.
جلو آمدند و تشکر کردند.
همین.
نه یا ده سال گذشته. دیشب فکر تقریبا هر روز و هر شب این سالها دوباره سراغم آمد. که تمام این مدت کاری نکردهام. به تو هم همین را گفتم یا نه؟
الان اما حس میکنم یک کار کوچک کردهام. انگار چیزهایی تغییر کرده. حس میکنم از خستگی این سالها کم شده. تو درست میگفتی حالا یک چیزهایی خوب است.
خوب کوچک بزرگ.









































43 Comments
خیلی معتلی داشت گوش نکردم دیگه
تحلیلهای جالبی بود، بعد از شنیدن هر اپیزود میرم و داستان و رمانی که معرفی شده رو میخونم.
عالیه
👍👍
اپیزود نهم پادکست آناتومی جهان در داستان، داستان بذر با هم بودن، عالی بود. به خیلی ها هم پیشنهادش دادم، خودم و بچه هام چندین بار گوشش کردیم، هر بار می ریم سفر و تایم زیادی در جاده هستیم.
بسیار شنیدنی و دلنشین بود. لذت بردم و ممنونم از شما که این پادکست رو معرفی کردید.
همیشه دنبال جایی بودم که مفصل و مبسوط و تخصصی داستان ها رو نقد و تحلیلی کنه، بخصوص آثار بکت. اولین اپیرزودی که از پادکست گوش کردم اپیزود نهم بود، گفتگو با کیست؟ باید اعتراف کنم که زیاد هم با رغبت پلیش نکردم، چون همیشه نقدها بیشتر در حد معرفی و کلی گوی بود، ولی با شنید این اپیزود سر ذوق اومدم. چقدر جزییات داشت و بیش از پیش به بکت علاقمند شدم. خیلی خوب بود. الان با خیال راحت باقی اپیزودها رو گوش می کنم. باز هم به آثار بکت سر بزنید. موفق باشید.
عالی بود، یه مقداری باید حوصله به خرج داد ولی در نهایت خیلی حس خوب توش هست.
پیروز باشیدو ادامه بدید به کارتون.
من اپیزود ۴ و ۷ رو خیلی دوس داشتم. هم تحلیله هم احساس برانگیزه. میکس موسیقی و متن خیلی خوب اتفاق افتاده برای همین در عین اینکه تخصصی هستش ولی خیلی حس رو هم درگیر می کنه.
خیلی خوشم اومده از این پادکست.
اپیزود ۱۳ عالی بود. این نقد فیلم خانه ای که جک ساخت یکی از متفاوت ترین نقدها بود. وقتی داستان ها و فیلم هایی جنایی رو می خونم یا می بینم اولین چیزی که به ذهنم میاد مسائل روانی جانی ها است، و بیشتر و نقد و تحلیل ها هم از دید روانشناسی بررسی می کنن ولی توی این نقد با جزییات فراوان مسئله زمان رو چقدر خوب اشاره می کنه. عالی بود.
دست مریزاد، به سایت هم سر زدم، ایده ی خیلی خوبیه که متن مقاله و داستان ها رو هم به اشتراک می ذارید. البته همه ی متن ها نبود، امیدوارم به زودی باقی متن ها رو هم بذارید چون واقعا لازمه که به متن داستان ها و مقاله ها هم سر زد.
خیلی خوب بود، دمتون گرم، پیداست که وقت زیادی برای نقد و نحلیل می ذارید. موفق باشید .
به نظرم هر اپیزود رو باید چند بار گوش کرد، نکته های جالب توجه در مقاله ها و نقدهاتون وجود داره. اپیزود چهارم رو خیلی دوست داشتم. امیدوارم کارتون تداوم داشته باشه. موفق باشید.
اپیزود هشتم، بذر با هم بودن خیلی باحال بود، خیلی باهاش حال کردم، یعنی دلم می خواست همین طور ادامه داشته باشه…
عالیه، اگر می شه بیشتر به بکت بپردازید، خیلی خوشم اومد ازش، موفق باشید.
این پادکست داره برای ما تبدیل می شه به یه منبع، آفرین، موفق باشید.
آناتومی جهان در داستان، چه اسم خوبی انتخاب کردید. رمان و داستان یه منبع مهمه که بتونیم از روابط و اخلاقیات و هر مفهموم دیگه ای که به انسانیت معنا می ده رو می شه دید. اتفاقا توی این پادکست همین روند رو می بینم، رمان ها و داستان های ایرانی و ژاپنی و عربی تا اروپا و آمریکا و نقشه ی راه پادکست مشخصه که قراره چیکارا کنه… حتما پیگیری می کنم و به دوستام و آشناهایی که به داستان علاقه دارن معرفی می کنم. ادامه بدید، عالی هستید.
ممنون از شما بابت معرفی این پادکست
داستان زیبا و آموزنده ای بود زیرا اهمیت نظرخواهی و مشورت کردن، اهمیت اعتماد کردن به همۀ افراد خانواده را به ما نشان می دهد؛ برای مثال مک تاویش که از نظر خانوادۀ پیچی سگی بی مصرف بود توانست با ترفند زیرکانه آن خانواده را که از دست اختلاف نظرهای بی مورد به ستوه آمده بودند به بالای کوه برساند و زیبایی های مسیر را مانند دریاچه، بازی با بزهای وحشی و طبیعت زیبا را نشان دهد.
از داستان مک تاویش… خوشم اومد، شخصیت های متفاوت که همه از یه خانواده هستن. سفر به طبیعت اون ها رو از یه خانواده ای که همه اش با هم دعوا می کردن تبدیل کرد به خانواده ای صمیمی. با حال بود.
پادکست باحالیه، هندفون می ذارم و غرق می شم توی داستان و موسیقی. می شه باهاش قدم زد، دراز کشید، دوچرخه سواری کرد، عالیه.
موسیقی ها خیلی خوب انتخاب شده و متن های سنگین نقد و تحلیل رو تلطیف کرده، استراحت کوتاه و دلنشینی ساخته.
خوش سلیقه هستید، ادامه بدید که ما منتظرتون هستیم.
داستان بذر با هم بودن عالی بود. افراد با پیش زمینههای فرهنگی و نژادی و اجتماعی متفاوت که توی محلهای از شهر زندگی میکنن.
ابتدای آشنایی به هم اعتماد نداشتن اما با کاشت و ساخت یه باغ کوچیک بهانهای برای گفتگو و همکاری و همدلی پیدا میکنن.
جزییات ساده و فراوونی داره…
خیلی لذت بردم.
اپیزود بذر با هم بودن؛ این داستان اهمیت همکاری و با هم بودن رو خیلی قشنگ نشون میده. بذر توی داستان نماد رشد، دوستی و امید بین آدمهاست.
با اتحاد میشه حتی کارهای سخت رو هم راحتتر انجام داد.
به نظرم پیام داستان برای زندگی واقعی خیلی کاربردیه.
برای زندگی کردن شجاعت و شهامت لازم است. دانهای نترکیده همان ویژگی دارد که جوانه هنگام شکستن پوستش دارد… فقط زمانی که پوستش را میشکند میتواند خود را درون ماجرای زندگی پرتاب کند.
با داشتن احساساتی مثل مهربونی، همکاری و همدلی دنیا زیباتر و انجام کارها آسونتر میشه.
بذر با هم بودن داستان جالب و خواندنی و شنیدنی هست. راهکاری برای رهایی از تنهایی و غم و بیکار موندن. کاشتن کاریه که باعث میشه یه تیکه زمین خالی و پر از زباله که باعث آلودگی و بیماریه تبدیل میشه مکانی بهشت گونه
گاهی یک کارگر ساده میتواند آغاز راهی زیبا باشد.
با وجود تغییرات اجتماعی و مهاجرتهایی که صورت میگیرد نگاه منصفانه به گذشته و همدلی با نسل پیشین میتواند برای زندگی بهتر درک اجتماعی و امنیت بسیار خوبی بسازد.
یادآوری یادگارها به ما کمک میکند که تفاوتها را به فرصتهای عالی تبدیل کنیم.
قدرت همکاری باعث تغییر اجتماعی میشه.
باید مردم یاد بگیرن با کنار هم قرار گرفتن میتوانند چیزهای زیبا بسازند.
زبان ساده، عمل کوچک مهربانی، میتواند زنجیرهای از تغییرات بزرگ را رقم بزند.
تفاوت زبان، نژاد یا سن نباید مانع دوستی بشود.
امید و زندگی.
هر انسان میتواند نوری برای دیگری باشد.
اگر به جای قضاوت با مهربانی نگاه کنیم دنیا جای بهتری میشود.
همیشه چشم انتظار اومدن پادکستتون هستم.
اپیزودهای بذرباهم بودن، تنهایی استر، مکتاویش به حیات وحش میره، رو گوش کردم، داستانهای بامزهای بودن.
🫡❤️⚘️
همین پادکستها باعث رشد میشه چون نگاه انتقادی داره.
خیلی خوب داره هنر و زندگی رو به هم پیوند میده.
نگاه دقیق و جزیینگرتون رو دوست داشتم.
کاشکی میشد میفهمیدیم زندگی واقعی یعنی دور شدن از تکنولوژی… زندگی واقعی یعنی دور شدن از شهر… دور شدن از اینکه هی بخوایم چیزهای جدیدی داشته باشیم…
…
…
…
ممنون از پاکست خوبتون… آرامش ازش میگیرم… هر چند بیشتر وقتها حرفها تلخ هستن… همدلی و همصدایی آرامشبخشه…
داستان کودکانهی مکتاویش به حیاتوحش میره به مسئولیت انسان نسبت به محیط زیست اشاره داره.
هر حیوانی نقش کلیدی در توازن اکوسیستم دارد و حفظ زیستگاهها وظیفهی مشترک همهی ماست.
چند ساده مفهوم به این زیبایی رو به تصویر کشید.
ماناباشید.
حس متناقضی ایجاد میکنه. از یک طرف مفاهیم تلخ و تند و تیزی ارائه میده و از طرف دیگه آرامشی در اجرا و موسیقی هست.
ادامه بدید همینطور زیبا و پر مغز.
شروعی ساده، دنیاهای متفاوت، چقدر راحت میشه زندگی رو برای هم راحتتر کنیم.
پایدار باشید.
پل ارتباطی خوبیه به دنیای ادبیات.
موفق باشید.
دقیق و مفصل به داستان میپردازید.
پایدار باشید.
به جنبهی دیگهای از ادبیات پرداخت شده. جنبهای که وقتی در کنار دیگر پادکستها و رسانهها قرار میگیره یه گستره میسازه.
با همین کارهای کوچیک میشه فضای باز ایجاد کرد.
ایدهی رابطهی بین ادبیات و زندگی رو به خوبی برقرار کردید.
منتظر اپیزود جدیدتون هستم.
چه انسان بزرگ باشد و چه کوچک باشد، چه اهل هر کشوری باشد، چه سیاه چه سفید، با تلاش میشود به هر کاری که بخواهد انجام دهد میرسد. انسان با کمک کردن به هم میتواند حال خود و دیگران را خوش کنند. و نباید از تلاش ناامید شد در این راه به احتمال زیاد آشفتگی و نگرانی بوجود میآید. نباید مایوس بود و باید به خود اطمینان داشت که من میتوانم این کار را به درستی و کامل انجام دهم… اگر بخواهی میشود هر چند به سختی…
داستانها در فضاهای فانتزی و فلسفی روایت میشوند که نمایانگر عشق و امید و اتحاد هستند.
با همبستگی و همفکری میشود رشد و شکوفایی ساخت.
در نهایت داستان به ما یادآوری میکند که با هندلی و همکاری میتوانیم به مشکلات و چالشهای زندگی غلبه کنیم و دنیای باتری بسازیم.