قسمت 27

۲۴ آبان , ۱۳۹۴

پستچی قسمت ۲۷

ریحانه در دفتر مجله معذب بود. گفتم راحت باش. زیر چشمانش گود افتاده بود. برایش چای ریختم. بغضش ترکید. قطرات اشکش در استکان میریخت. چای با […]