قسمت 23

۱۸ آبان , ۱۳۹۴

پستچی قسمت ۲۳

او آن سوی قبر نشسته بود و من این سوی قبر.باز هم باران میامد.گفتم:چرا تو هر وقت میخوای یه چیز مهمی بهم بگی، بارون میاد؟ گفت،برای […]