قسمت شانزدهم

۱۱ آبان , ۱۳۹۴

پستچی قسمت ۱۶

وقتی به اتاق برگشتیم، حس کردم پدرم سریع صورتش را پاک کرد.چشمانش قرمز بود.یعنی گریه کرده بود؟من نمیخواستم خطبه ی عقد من،زیر نم نم باران اشک […]